جهان

جنگ سرد جدید

جنگ سرد جدید میان قدرت‌های بزرگ از اوایل دهه ۲۰۱۰ میلادی آغاز شد.  زمانی که چین به عنوان یک رقیب جدی اقتصادی و فناوری برای آمریکا مطرح شد و روسیه با اقدامات نظامی و ژئوپلیتیکی خود، مانند الحاق کریمه در ۲۰۱۴، به چالشی برای غرب تبدیل گردید. این تقابل ابتدا در قالب رقابت‌های اقتصادی، تحریم‌ها و جنگ‌های نیابتی بود، اما به تدریج به یک رویارویی ساختاری میان مدل‌های حکمرانی، نظم اقتصادی و نظامی‌گری تبدیل شده است.  جنگ سرد جدید برخلاف جنگ سرد کلاسیک یک پدیده چندوجهی و پیچیده است، یعنی به جای یک دوقطبی ساده مانند جنگ سرد کلاسیک، جهان به سمت یک نظم چندقطبی در حال حرکت است. آمریکا، چین و روسیه سه بازیگر اصلی هستند، در حالی که اتحادیه اروپا، هند و برخی قدرت‌های منطقه‌ای نیز به عنوان بازیگران مؤثر نقش‌آفرینی می‌کنند.

از طرفی کشورهای نفت‌خیز خاورمیانه، به ویژه عربستان، امارات متحده عربی و قطر، رویکردی متوازن بین دو بلوک را در پیش گرفته‌اند. این کشورها از نظر اقتصادی به چین و روسیه نزدیک شده‌اند، چرا که چین یکی از بزرگ‌ترین واردکنندگان نفت و گاز آن‌ها است و روسیه نیز در چارچوب اوپک پلاس با عربستان همکاری می‌کند. در عین حال این کشورها همچنان روابط استراتژیک خود با آمریکا را حفظ کرده‌اند، زیرا آمریکا تأمین‌کننده اصلی امنیتی منطقه است و پایگاه‌های نظامی متعددی در خاورمیانه دارد. عربستان و امارات به تدریج در حال افزایش همکاری‌های اقتصادی و نظامی با چین و روسیه هستند، اما همچنان به حمایت نظامی آمریکا نیاز دارند. قطر که پایگاه نظامی مهمی از آمریکا را در خاک خود جای داده است نیز به تعادل میان دو طرف پرداخته است. در کل کشورهای عربی در این جنگ سرد جدید بیشتر رویکردی عمل‌گرایانه اتخاذ کرده و به دنبال تأمین منافع خود از هر دو جناح هستند.

آمریکا در رأس بلوک غرب قرار دارد که شامل کشورهای ناتو، اتحادیه اروپا، ژاپن، کره جنوبی و استرالیا می‌شود. این بلوک از دموکراسی‌های لیبرال و اقتصاد بازار آزاد دفاع می‌کند و به دنبال حفظ نفوذ خود در مناطق کلیدی جهان است. از طرفی چین و روسیه، هر دو با مدل‌های حکمرانی اقتدارگرا، در تلاش برای تغییر نظم بین‌الملل تحت رهبری غرب هستند. چین به عنوان قدرت اقتصادی و فناوری، و روسیه به عنوان یک قدرت نظامی و ژئوپلیتیکی، در همکاری‌های راهبردی مانند پیمان‌های اقتصادی و نظامی علیه نفوذ آمریکا فعالیت می‌کنند.

آمریکا و چین درگیر یک جنگ اقتصادی گسترده هستند که شامل جنگ تعرفه‌ای، تحریم‌های تجاری و رقابت بر سر فناوری‌های نوین مانند نیمه‌هادی‌ها، هوش مصنوعی و شبکه‌های 5G است. چین از طریق برنامه‌هایی مانند “ساخت چین ۲۰۲۵” و “یک کمربند یک جاده” سعی دارد اقتصاد جهانی را به سمت نفوذ خود هدایت کند، در حالی که آمریکا در تلاش است با محدود کردن دسترسی چین به فناوری‌های پیشرفته، از برتری خود محافظت کند. در سطح نظامی نیز رقابت در حوزه‌های تسلیحات مافوق صوت، جنگ‌های سایبری و حضور در مناطق استراتژیک مانند دریای چین جنوبی و شرق اروپا شدت گرفته است. ناتو در حال گسترش دامنه فعالیت‌های خود در برابر روسیه است، در حالی که چین در حال تقویت نیروی دریایی خود برای مقابله با آمریکا در اقیانوس آرام است. جنگ اوکراین و تنش در تایوان به عنوان نقاط کانونی اصلی این جنگ سرد شناخته می‌شوند. مناطقی مانند دریای چین جنوبی و شرق اروپا به عنوان نقاط استراتژیک مورد توجه قدرت‌های بزرگ قرار دارند و محل تقابل منافع قدرت‌های بزرگ هستند. روسیه به دنبال تقویت نفوذ خود در اوراسیا و مقابله با ناتو است، در حالی که چین تلاش می‌کند تایوان را به سرزمین اصلی بازگرداند و کنترل بر زنجیره‌های تأمین جهانی را در دست بگیرد.

جنگ سرد جدید با شدت بیشتری نسبت به گذشته در حال شکل‌گیری است و ترکیبی از رقابت اقتصادی، نظامی و ژئوپلیتیکی را شامل می‌شود. برخلاف جنگ سرد قرن بیستم که دو بلوک کاملاً مجزا ایجاد کرده بود، این جنگ سرد در هم‌ تنیده‌تر و پیچیده‌تر است. آینده این تقابل به میزان قدرت اقتصادی چین، انسجام غرب، و تحولات داخلی روسیه و سایر قدرت‌های منطقه‌ای بستگی دارد. احتمالاً این جنگ سرد چندین دهه ادامه یابد و پایان آن وابسته به شکل‌گیری یک موازنه جدید قدرت خواهد بود.

باید توجه داشت که در جنگ سرد جدید فناوری‌های نوظهور مانند هوش مصنوعی و بیوتکنولوژی نقش تعیین‌کننده‌ای ایفا می‌کنند. رقابت برای تسلط بر این فناوری‌ها نه تنها در حوزه اقتصادی بلکه در حوزه نظامی و ژئوپلیتیکی نیز اهمیت دارد. برای مثال رقابت بر سر هوش مصنوعی می‌تواند منجر به توسعه سلاح‌های خودکار و سیستم‌های نظارتی پیشرفته شود. این امر می‌تواند تعادل قدرت را به طور قابل توجهی تغییر دهد. از طرفی در جنگ سرد جدید بازیگران غیردولتی مانند شرکت‌های فناوری بزرگ، گروه‌های تروریستی، و سازمان‌های مردم‌ نهاد نقش مهمی ایفا می‌کنند. شرکت‌های فناوری می‌توانند با ارائه خدمات و فناوری‌های خود بر سیاست‌های دولت‌ها تأثیر بگذارند. گروه‌های تروریستی می‌توانند با استفاده از فضای مجازی به تبلیغات و جذب نیرو بپردازند. سازمان‌های مردم ‌نهاد نیز می‌توانند با فعالیت‌های خود بر افکار عمومی و سیاست‌های بین‌المللی تأثیر بگذارند.

نمایش بیشتر

محور جهان

محور جهان ماهنامه تخصصی در حوزه روابط بین‌الملل، مطالعات راهبردی و امور امنیتی است. این نشریه که تحت نظارت اندیشکده راهبردی بدر منتشر می‌شود، بستری برای انتشار تحلیل‌هایی در زمینه سیاست جهانی، سیاست خارجی، ژئوپلیتیک، امنیت بین‌الملل و چالش‌های نوظهور راهبردی فراهم می‌آورد. محور جهان در پی آن است که از طریق انتشار مقالات تحلیلی و مطالعات سیاست‌محور، زمینه گفت‌وگوی علمی و آگاهانه را تقویت کرده و به درک عمیق‌تر از تحولات نظام بین‌الملل و نظم جهانیِ در حال تحول یاری رساند.

نوشته های مشابه

دکمه بازگشت به بالا